تو که کوتاه و طلایی بکنی موها را من شاعر به چه تشبیه کنم یلدا را؟
مثل یک کودک مبهوت که مجبور شود تا به نقاشی اش آبی نکشد دریا را
حرف را می شود از حنجره بلعید و نگفت وای اگر چشم بخواند غم ناپیدا